چهره ی او بهار زندگانی است. چشمانش آبشار نور است. از دست هایش باران مهر و محبت می بارد، از گام هایش صدای همه ی خوبی ها به گوش می رسد ...
وجودش خلاصه ی عشق و تلاش است و عطر همیشه بهار ایثار.
با کدام واژه می توان از او گفت؟
کلمه ها کوچک تر از آنند که بتوانند نوشته ای در خور «مادر» ارائه نمایند!
وه! چه بوی خوشی می آید. انگار بهشت را فرش زیر پای او ساخته اند.
شیرینی عسل مهربانی، بیش از هر چیز و هرجا، از قلب مادر می تراود!
مادر خوشبوترین گل هستی است.
«مادر، مادر است!»