دوستان عزیز کودک و نوجوان ( و البته جوان و میان سال و کهن سال ! ) !
با گرامی داشت اربعین سرور شهیدان حضرت امام حسین (ع) سال خوبی را برای شما آرزو می کنم و امیدوارم پیوسته در پناه حق موفق و پیروز باشید. سال نو بر شما مبارک!
مانند يك آهو دَوَد
اين جا رود، آن جا رود
وقتى كه گردش مىكند
انگار ورزش مىكند
دشت سپيده جاى او
هرجا، رد پاهاى او
در دست تو، دستان او
كاغذ، گل و بستان او
هرلحظهاىاز روز و شب
لبخندهاى دارد به لب
بنشين و كارش را ببين
گل از دهان او بچين
هر جا گذار د او قدم
گويند نامش را قلم
درياى زيبا
اى آبى پاك!
چه با شكوهى
در دامن خاك
گاهى تو آرام
گه درخروشى
گاهى به غوغا
گاهى خموشى!
مىبوسد از دور
روى تو، خورشيد
هر بامدادان
با شور و اميد
از هرچه زيباست
دارى نشانى
من هر چه گويم
بهتر ز آنى
در تو نشان از
همبستگى هاست
با تو، هميشه
پيوستگى هاست
درياى زيبا
اى آبى پاك!
چه با شكوهى
در دامن خاك
بچه خرس ها، كنار مادرشان نشسته بودند و سبدي از انگور تازه، رو به روي آن ها بود. بچه خرسي كه عينكي به چشم داشت، گفت:
ـ مامان، مرا خيلي دوست دارد؛ چون هميشه لباس هايم را تميز نگه مي دارم.
مادر بچه خرس ها، گفت:
ـ راست مي گويي عزيزم! لباسهاي تو، هميشه تميز است.
بچه خرسي كه كلاه بر سر داشت، گفت:
ـ ولي مامان مرا بيشتر دوست دارد، چون هميشه در كارهاي خانه به او كمك مي كنم.
مادر بچه خرس ها، گفت:
ـ راست مي گويي عزيزم! تو هميشه در كارهاي خانه به من كمك مي كني.
بچه خرس سومي گفت:
ـ ولي مامان مرا بيشتر بيشتر دوست دارد، چون من هميشه به نصيحت ها و حرف هايش گوش مي كنم.
مادر بجه خرس ها، گفت:
ـ راست مي گويي عزيزم! تو هميشه به نصيحت ها و حرف هايم گوش مي كني.
بچه خرس چهارمي گفت:
ـ من كوچك ترين فرزند خانواده هستم. بنابراين، مامان مرا بيشتر بيشتر بيشتر دوست دارد.
مادر بچه خرسها، گفت :
ـ راست مي گويي عزيزم. تو كوچك ترين فرزند خانواده اي ...
در اين هنگام، چهار بچه خرس با هم پرسيدند:
ـ بنابراين، كدام يك از ما را بيشتر از همه دوست داري؟
مادر بچه خرس ها، لبخندي زد و گفت:
ك ـ كسي كه كتاب مي خواند ،طعم تنهايي و نااميدي را نخواهد چشيد .
ت ـ تا كتاب هست ، احساس پوچي و تنهايي بي معناست .
ا ـ اگر كتاب نابي در اختيار داري ، ديگر چه غمي داري ؟
ب ـ به من بگو چه مي خواني ، تا به تو بگويم چه اندازه مي داني !