عیدت مبارک
با شادماني
پروانه ها باز
در گوش گل ها
خواندند آواز
***
هم دسته جمعي
هم اين كه تك تك
آوازشان بود:
عيدت مبارك
معرفي وارايه ي آثاري كه براي كودكان و نوجوانان نوشته ام .
با شادماني
پروانه ها باز
در گوش گل ها
خواندند آواز
***
هم دسته جمعي
هم اين كه تك تك
آوازشان بود:
عيدت مبارك
درياى زيبا
اى آبى پاك!
چه به شكوهى
در دامن خاك
گاهى تو آرام
گه درخروشى
گاهى به غوغا
گاهى خموشى!
مىبوسد از دور
روى تو، خورشيد
هر بامدادان
با شور و اميد
از هرچه زيباست
دارى نشانى
من هر چه گويم
بهتر ز آنى
در تو نشان از
همبستگى هاست
با تو، هميشه
پيوستگى هاست
درياى زيبا
اى آبى پاك!
چه با شكوهى
در دامن خاك
از کتاب "هم بازی ابر "سروده ی جواد نعیمی
بوى گل و گلاب است
خانه شده گلستان
گلهاى آن چه ناب است
بهبه كه مادر من
مثل گلى ست خوشبو
يك گل ديگر، پدر
نشسته در رو به رو
خانهى ما، چه زيباست
با پدر و با مادر
خوشحال و شادمانم
تا دارم اين دو گوهر
خوش بوترينِ گلها
براى من مامان است
زيباترينِ آنها
باباى مهربان است
با شادماني
پروانه ها باز
در گوش گل ها
خواندند آواز
***
هم دسته جمعي
هم اين كه تك تك
آوازشان بود:
عيدت مبارك
سلام عزيزان ! فعال ترين وبلاگ هاي من عبارتند از :
پرديس مهتاب :
http:// javadNaeemi.bloGfa.com
و كتاب شناسي جواد نعيمي :
http://ketabshenasi.blogfa.com
خوني كه در رگ تاريخ مي دود : نمايش گونه اي در چند پرده
نوشته ي جواد نعيمي
ناشر : انتشارات طوس / مشهد
44صفحه ي وزيري
اين كتاب در بر دارنده ي نمايش گونه اي در شش پرده است كه با هدف مبارزه با خرافات ، تاكيد و تشويق مسلمانان به وحدت و همدلي و تجليل از مقام والا و رهبري روحانيت راستين نگاشته شده است.
تاريخ نگارش كتاب به اوايل سال 1356 بر مي گردد ولي تاريخ انتشارآن 1357 است.
دربخشي از مقدمه ي اين كتاب چنين مي خوانيم :
در سايه ي چراغي در تبلور چراغدان تاريخ كه به نور گستري تا دور دست ها نشسته و هميشه ي روزگار راهنماي گذرگاه هاي خطير بشري بوده است ، تاريكي هارا در آغوش ظلمت و تيرگي فرو ريزيم و به نور بپيونديم. ايمان بياوريم به سر فصل آزادي انسان ، به اسلام...
در پايان اين مقدمه ، نويسنده چنين آرزويي را مطرح كرده است :
...بر اين آرزو كه فردا و فرداهامان با سپيده دمي از جوانه هاي " شناخت " ، " اميد " و " پيروزي " بارور گردد... شهد هدف در كام تان جاويد.
شمارگان كتاب خوني كه در رگ تاريخ مي دود ، ده هزار نسخه بوده است .
وبلاگ " کتاب شناسی جواد نعیمی " آغاز به کار کرد. من در این وبلاگ به معرفی آثار چاپ شده ام (به ترتیب انتشار ) می پردازم. نشانی کتاب شتاسی جواد نعیمی این است :
http://ketabshenasi.blogfa.com
دوست عزیز! دست و دل و دیده ات بی بلا! در حال حاضر، روز آمدترین و بلاگ من «پردیس مهتاب» است با این نشانی:
http:// javadNaeenmi.bloGfa.com
پیوند این وبلاگ را هم در همین جا می توانی بیابی
چهره ی او بهار زندگانی است. چشمانش آبشار نور است. از دست هایش باران مهر و محبت می بارد، از گام هایش صدای همه ی خوبی ها به گوش می رسد ...
وجودش خلاصه ی عشق و تلاش است و عطر همیشه بهار ایثار.
با کدام واژه می توان از او گفت؟
کلمه ها کوچک تر از آنند که بتوانند نوشته ای در خور «مادر» ارائه نمایند!
وه! چه بوی خوشی می آید. انگار بهشت را فرش زیر پای او ساخته اند.
شیرینی عسل مهربانی، بیش از هر چیز و هرجا، از قلب مادر می تراود!
مادر خوشبوترین گل هستی است.
«مادر، مادر است!»
دوست خوب بچه ها!
آهای، آهای بچه ها!
چه قدر خوبه، همه جا
آدم، کتاب بخونه
تو مدرسه، یا خونه
کتابا، خیلی خوبن
با همه مهربونن
هستن همیشه اون ها
دوست خوب بچه ها!
ای خدای خوب و مهربان! ما کودکان و نوجوانان، تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می خواهیم. خدایا! ما با قلب ها و دست های کوچک مان، محبت بی پایان تو را می طلبیم.
ای خدای بزرگ! دل های ما را از ایمان و شادی و نشاط پر کن و به ما نیرویی بده که در راه تو از هیچ چیز و هیچ کس و هیچ کس نهراسیم.
پروردگارا! به ما کمک کن تا همیشه در امتحان های مان، نمره ي بیست بیاوریم! خدایا! تو بزرگ ترین آموزگار همه ي خوبی ها به ما هستی. اگر ما، در خواندن این درس ها تنبلي کردیم! از ارفاق کردن به ما فراموش نکن! ما دل مان نمی خواهد مثل تخته سیاه باشیم، ما دوست داریم که همواره سبز باشیم، سبز بنویسیم، سبز بخوانیم، سبز زندگی کنیم، سبز بمانیم!
ای بزرگوار! ای کردگار! نمره ي اخلاق و انضباط ما را بیشتر بده! علوم تربیتی و ادبی را بیشتر به یاد ما بیاور. معدل همه ي کارهای ما را بیست گردان و هر چه زشتی و پلیدی که در جان ما و در جای جای است، نیست گردان!!
ای خدا! به ما نیرویی عطا کن که در راه پیروی از آیین پاک محمدی، جزو شاگردان ممتاز کلاس زندگی باشیم!
آفریدگارا! ما تورا دوست داریم. ما را هر روز خوب و خوب تر کن و خوبی ها را همیشه به یاد ما بیاور. خدایا! ما را چنان هدایت کن و یاری فرما، که هرگز تو را فراموش نکنیم و یک لحظه بی یاد تو زنده نباشیم!
حتماً می دانی که بسیاری از بچه ها، «قلک» دارند. آن ها پولهای روزانه و توجیبی خودشان را هر روز در قلک می اندازند. آن وقت، مدتی که بگذرد، کم کم قلک پر از پول می شود ...
فکرش را بکن! یک عالمه سکه های ده ریالی، بیست ریالی و پنجاه ریالی ... اوه چه پول زیادی!
راستی، تو هم قلک داری؟ تو هم پول هایت را جمع می کنی یا نه؟ نمی دانم! اما این را می دانم که تو معنای جمع شدن پول یا هرچیز دیگری را که کم کم اضافه شود، می دانی. مثلاً تو خیلی راحت می توانی معنای این ضرب المثل را بفهمی که می گوید:
«قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود»
درست است. کارهای ما هم همین طور است. یعنی چه؟ ببین عزیزم! اگر هر روز فقط یک کار خوب بکنی، در پایان هر هفته هفت کار خوب و در پایان هر ماه، سی کار خوب و در آخر هر سال سیصد و شصت و پنج کار خوب انجام داده ای. و این مقدار کمی نیست.
همین طور، اگر خدای ناکرده کسی کار بدی انجام بدهد، آن کارهایش نیز بر روی هم انباشته می شود و سرانجام، کوهی از بدی ها برایش به وجود می آید و ذخیره می شود.
مطمئن هستم که تو دوست عزیز سعی می کنی قلک کارهایت را همیشه با خوبی ها پرکنی. کار خوب کردن، آدم را هر چه بیش تر به طرف خوب ها و خوبی ها پیش می برد.
قلک خوبی های تو همیشه سرشار باد!